چند حکایت از پزشک داروسازی که بنیان‌گذار خیریه‌های مختلف در زنجان است
 
از رنج مردم کم می‌کنیم
 

 

30‌ سال از روزی که شغل داروسازی صدیقه دهنایی و همسرش را برای زندگی راهی زنجان کرد، می‌گذرد. سال‌هاست اهالی این شهر او را به‌ عنوان یکی از فعال‌ترین خیران داوطلب می‌شناسند. داروخانه‌اش به تنهایی مأمنی برای مددجوهایی است که ‌هزار و یک مشکل مالی و غیر مالی آنها را به سمت خود می‌کشاند. بنیان‌گذار خیریه رعد، اوتیسم، ام‌اس، ترنم باران و خیریه‌های دیگر زنجان عضو پزشکان داوطلب هلال‌ احمر هم هست و در تمام حوادث بزرگ
3 دهه گذشته کشور حضوری فعال داشته است. او می‌گوید: «زندگی من با کمک به همنوعان خودم معنا پیدا می‌کند و تنها در این صورت است که از زندگی احساس رضایت دارم. شاید از لحاظ مالی آن‌قدر توانمند نباشم که بتوانم تمام مشکلات افراد نیازمند را برطرف کنم. اما می‌دانم که مسأله فقط داشتن توانایی مالی نیست. ما باید بتوانیم رنج انسان‌ها را ببینیم و درک کنیم و در حد توان‌مان به این رنج‌ها پاسخ بدهیم.»تا پایش به داروخانه می‌رسد، مددجویی که یکی از اهالی او را معرفی کرده از راه می‌رسد. برای تأمین هزینه‌های بیماری و داروهای فرزندش نیاز به کمک دارد. معرفی‌نامه خیریه را به دکتر صدیقه دهنایی نشان می‌دهد. داروها را که تحویل می‌گیرد گل از گلش می‌شکفد. به زبان ترکی دعای خیری می‌کند و راهی می‌شود. دکتر دهنایی 30‌ سال پیش که به زنجان آمد خیلی زود زبان ترکی را یاد گرفت تا بتواند با مردم اینجا به زبان خودشان حرف بزند و دردها و مشکلات‌شان را با همین زبان درک کند. پاسخ مددجو را می‌دهد و او را راهی خانه‌اش می‌کند. او می‌گوید:   «30‌ سال پیش که به زنجان آمدم تصمیم گرفتم اینجا را مثل موطن خودم دوست داشته باشم و برای بهترشدن زندگی در این شهر تلاش خودم را بکنم. آن زمان مراکز خیریه کمی در زنجان فعالیت می‌کردند. گروه‌های مختلف نیازهای زیادی در زمینه مددکاری داشتند. من به کمک پزشکان و خیران زنجان در این 30‌ سال خیریه‌های زیادی را راه‌اندازی کردم. اینجا هیچ انجمنی برای بیماران ام‌اس وجود نداشت یا مبتلایان به مشکلات جسمی و حرکتی. انجمن رعد و انجمن اوتیسم و انجمن ام‌اس را بنیان‌گذاری کردم. همچنین خیریه روزبه را برای حمایت از زنان سرپرست خانوار راه‌اندازی کردیم. تنظیم اساسنامه انجمن روزبه یک ‌سال زمان برد. راه‌اندازی چنین مرکزی در دهه هفتاد واقعا کار دشواری بود و خیلی از کارهای موسسه را خودمان باید به تنهایی انجام می‌دادیم. اما به ‌هر حال این خیریه راه افتاد و به مرور توانست روی پای خودش بایستد.» از مبتلایان به اوتیسم می‌گوید که هنوز هم توجه کافی در جامعه به آنها نمی‌شود در حالی ‌که نیاز به درک‌شدن و دیده‌شدن دارند: «در هر انجمنی که بر پا کردیم انتظاراتی داشتیم که در حد داشته‌ها و توانایی‌هایمان بود. خیلی از اعضای این انجمن‌ها مثل انجمن اوتیسم یا ام‌اس نیاز به جایی داشتند که بتوانند افرادی با تجربه‌های مشترک را ببینند و شاید گاهی حتی با آنها درباره مشکلات‌شان درد دل کنند. افراد علاوه بر حمایت‌های مالی نیاز به این داشتند که جای امنی برای خودشان داشته باشند و بدانند کسانی هستند که به آنها و زندگی‌شان اهمیت می‌دهند.»

ثمره تلاش داوطلبانه
مدتی بعد از راه‌اندازی خیریه‌های مختلف، وقتی که مرکز به سر و سامانی می‌رسد آن را به دوستان معتمد می‌سپارد و راه‌های تازه را در پیش می‌گیرد. دهنایی به‌تازگی خیریه «ترنم باران» را در زنجان راه‌اندازی کرده است. او می‌گوید: «در این مرکز به دانش‌آموزان مستعدی که در خانواده‌های دارای آسیب زندگی می‌کنند یا نیاز مالی دارند کمک می‌کنیم. وقتی می‌بینم دانش‌آموزی که با سرپرست دارای اعتیاد و‌ هزار و یک مشکل در بهترین رشته‌های دانشگاهی پذیرفته می‌شود و به موفقیت تحصیلی می‌رسد، حس می‌کنم ثمره تلاشم را به درستی دریافت کرده‌ام. این دانش‌آموزان با قرارگرفتن در مسیر درست و با درس‌خواندن و بعد کسب موقعیت‌های شغلی خوب، به موفقیت می‌رسند و می‌توانند روی پای خودشان بایستند. همه این فعالیت‌های داوطلبی بدون همکاری افراد متخصص و خیران داوطلب ممکن نیست. من و هر کدام از اعضای فعال این خیریه‌ها سال‌ها پیش از این هم زندگی می‌کردیم و وجود داشتیم. اما این کارهای مهم وقتی به ثمر می‌رسند که همه ما در کنار هم قرار بگیریم و مجموعه‌ای را کامل کنیم.»همکاری‌اش با هلال‌ احمر ریشه در سال‌ها فعالیت داوطلبانه‌اش دارد. به‌ عنوان پزشک داوطلب در تمام حوادث بزرگ کشور حضور داشته است؛ از اهدای داروی رایگان در طرح نذرآب گرفته تا روستاهای محروم در کارنامه فعالیت‌های داوطلبی‌اش دارد. یا به نیازمندانی که هلال ‌احمر به داروخانه او معرفی می‌کند داروی رایگان می‌دهد. دهنایی می‌گوید: «همه خیریه‌هایی که با آنها همکاری دارم و همچنین هلال ‌احمر اگر بیمار نیازمندی را به من معرفی کنند، می‌توانند از داروخانه داروی رایگان تحویل بگیرند. دیدن برق خوشحالی در چهره افرادی که برای تأمین داروی عزیزان‌شان مستأصل شده‌اند، عایدی من از این کار است.» مدرس داوطلب داروشناسی در هلال ‌احمر است و با همین آموزش‌ها برای تعدادی از داوطلبان هلال ‌احمر شغل ایجاد کرده و از آنها تکنیسین‌های داروخانه ساخته است. دهنایی می‌گوید: «شاید از لحاظ مالی آن‌قدر توانمند نیستم که بتوانم تمام مشکلات افراد نیازمند را برطرف کنم. اما می‌دانم که مسأله فقط داشتن توانایی مالی نیست. ما باید بتوانیم رنج انسان‌ها را ببینیم و درک کنیم و در حد توان‌مان به این رنج‌ها پاسخ بدهیم.»

داوطلب کهگیلویه‌و بویراحمد نیازمندان و مددجویان را به خیران معرفی می‌کند
امین خیریه‌های بهمئی

کوچه به کوچه و خیابان به خیابان شهرستان بهمئی در کهگیلویه‌وبویراحمد را می‌شناسد و می‌داند ساکنان هر خانه از این گذرها با چه مشکلاتی دست‌وپنجه نرم می‌کنند؛ از بیکاری گرفته تا درگیری عضوی از خانواده با بیماری صعب‌العلاج و تأمین جهیزیه و مشکلات دیگر. خدیجه طنازی بیش از 15‌ سال است فعالیت‌های داوطلبانه خود با هلال ‌احمر را آغاز و در این سال‌ها پای اعضای خانواده و اقوام را هم به فعالیت‌های داوطلبی باز کرده است. مددکار مرکز خیریه آبشار عاطفه‌ها در بهمئی هم هست و به واسطه همین فعالیت‌های مددکاری از احوال اغلب خانواده‌های شهرستان با خبر است. او می‌گوید: «سال‌هاست برای تحقیق درباره وضع مددجوها از طرف موسسه‌های خیریه و نهادهایی مثل هلال ‌احمر به خانواده‌های نیازمند شهرستان سر می‌زنم. توزیع پک‌های بهداشتی و حمایتی در دوره کرونا، توزیع مواد غذایی در بین خانواده‌های نیازمند، کمک به تأمین جهیزیه برای نوعروس‌ها و تأمین دارو و هزینه‌های درمان از اقدامات معمولی است که به ‌عنوان مددکار انجام می‌دهم. سال‌ها فعالیت در این زمینه‌ها باعث شده تا همه فعالان داوطلب شهرستان من را به خوبی بشناسند و با من همکاری کنند.» تأمین همه نیازهای مددجوها به تنهایی از عهده او و اقوامش بر نمی‌آید. با این حال ارتباط داشتن با مراکز خیریه مختلف باعث شده تا خدیجه طنازی به مرجعی برای مددجوها تبدیل شود. او می‌گوید: «مردم شهرستان به دلیل مشکلات معیشتی و بیکاری شایع در استان، شاید توان مالی زیادی برای کمک به همشهریان خود نداشته باشند. با این حال هر کسی برای دریافت کمک به ما مراجعه می‌کند دست خالی برنمی‌گردد. به محض مراجعه هر فرد او را به یکی از مراکز خیریه و نهادهای فعال در شهرستان معرفی می‌کنم تا بتوانیم مشکلش را برطرف کنیم. هلال ‌احمر شهرستان بعد از سال‌ها همکاری اعتماد زیادی به من دارد و تا جای ممکن نیازهای این مددجوها را برطرف می‌کند و امکانات در اختیار ما می‌گذارد.» بیکاری یکی از بزرگ‌ترین مشکلات شهرستان بهمئی است که طنازی دوست دارد در آن حوزه فعالیت کند و بتواند بار بزرگی از مشکلات معیشتی و اقتصادی در بهمئی را برطرف کند: «مشارکت مردم در کارهای خیر در این منطقه زیاد است. با اینکه اغلب خودشان توان مالی زیادی ندارند و نیازمند کمک هستند، از تخصص و مهارت خود برای کمک به دیگران مایه می‌گذارند و ما را همراهی می‌کنند. در سال‌های گذشته فرصتی نبوده تا در زمینه اشتغال در شهرستان فعالیتی انجام دهم. اما به ‌عنوان مددکار و داوطلب معتقدم اگر بتوانم در این زمینه قدمی بردارم بخش زیادی از مشکلات مردم بهمئی را برطرف کرده‌ام.»


 
http://shahrvand-newspaper.ir/News/Main/193696/از-رنج-مردم--کم-می‌کنیم