شماره ۱۴۴۴ | ۱۳۹۷ يکشنبه ۱۷ تير
صفحه را ببند
مرور زند‌‌گی قهرمانانه لاله و لاد‌‌ن د‌‌ر ‌سالمرگشان
افسانه د‌‌وقلوهای ایرانی، پانزد‌‌ه سال بعد‌‌

به‌ناز مقدسی|  شاید اگر 15‌ سال پیش دکتر «کیت گوا»از اتاق عمل بیرون می‌آمد و با لبخندی روی لب می‌گفت: «عمل جداسازی دوقلوها با موفقیت انجام شد» حالا لاله یک وکیل زبردست شده بود و لادن خبرنگاری ماهر. اما هفدهم تیرماه یادآور مرگ تلخ دوقلوهای به‌هم‌ چسبیده است. دوقلوهایی که دیگر نمی‌خواستند یکدیگر را فقط در آینه ببینند  و قبل از رفتن به زیر تیغ جراحی مسئولیت تصمیمشان را پذیرفته بودند؛ به هر قیمتی.

تولد عجیب


دهم دی ماه ‌سال 1352 زوج کشاورزی در روستای لهراسب استان فارس صاحب یک جفت دختر دوقلو با ظاهری عجیب شدند. هیچ‌کس نمی‌داند آن ثانیه‌ها و آن روزها در ذهن زن و مرد روستایی چه گذشت اما اتفاقی که افتاد این بود که به دلیل شرایط و ویژگی‌های خاص دوقلوها پدر و مادر آنها را در بیمارستان رها کردند. همین هم شد که بهزیستی فیروزآباد برای مدتی از آنها نگهداری کرد و نام این نوزادان بدون شناسنامه را لاله و لادن گذاشت. مدتی بعد لاله و لادن به بیمارستان نمازی شیراز منتقل شدند. انتقال دوقلوهای به‌هم چسبیده به بیمارستان کافی بود تا خبرنگاران این موضوع را سوژه اخبارشان کنند و مجله‌ «اطلاعات هفتگی» در بیمارستان برای‌ شروع سومین‌ سال زندگی‌شان جشن تولد گرفت تا تصویر لاله و لادن به رسانه‌ها راه پیدا کند.

فرزندخواندگی


لاله و لادن نخستین دوقلوهای به‌هم چسبیده در ایران به‌عنوان پدیده‌ای نادر توجه رسانه‌ها و مردم را به خود جلب کرده بودند که اتفاقی عجیب‌تر رخ داد. پزشکی جوان به نام «علیرضا صفائیان» با دیدن عکس این 2 خواهر که در مجله جوانان چاپ شده بود، تصمیم گرفت آنها را به فرزندخواندگی قبول کند. او از منشی‌اش خواست با دفتر مجله جوانان تماس بگیرد تا برای سرپرستی آنها اقدام کند. با حضور دادستان تهران دکتر صفائیان متعهد شد تا بعد از گرفتن سرپرستی لاله و لادن، آنها را برای درمان به خارج از کشور ببرد. پرونده‌های پزشکی و عکس‌های دوقلوهای به‌هم چسبیده به آلمان ارسال شد تا این دو خواهر کوچک به امید عمل جداسازی با پدرخوانده و تیمی از خبرنگاران و پزشکان راهی این کشور شوند.  آنها در همین زمان به قم رفتند و با امام خمینی (ره) ملاقات کردند و برای امام شعر خواندند. پای دوقلوها که به آلمان رسید ورق ماجرا برگشت و امید برای عمل جداسازیشان کم شد. بعد از آزمایش‌های متعدد پزشکان آلمانی اعلام کردند امکان جداسازی وجود ندارد و در صورت انجام این عمل لادن در همان لحظه اول و لاله 3 ثانیه بعد به کام مرگ خواهند رفت.

از مدرسه تا دانشگاه


عمل جداسازی در آلمان بی‌فایده ماند و دوقلوهای به‌هم چسبیده به ایران بازگشتند و زندگی با همه سختی‌هایش دوباره آغاز شد. آنها در همه دوران کودکی تا جوانیشان سوژه رسانه‌ها بودند تا این‌که در 20 سالگی بالاخره ردی از خانواده اصلیشان پیدا شد. دادالله بیژنی و همسرش که عکس فرزندانشان را در مجلات دیده بودند، به تهران آمدند و تصمیم گرفتند تا دخترانشان را به خانه خودشان بازگردانند. لاله و لادن که در تمام این سال‌ها از وجود خانواده اصلیشان خبردار نشده بودند، تصمیم گرفتند تا از خانواده صفائیان جدا شوند؛ اما این به معنی بازگشت به خانه پدریشان نبود بلکه آنها تصمیم گرفتند تا به صورت مستقل به زندگیشان ادامه دهند.
لیسانس حقوق، گواهینامه رانندگی
 و تسلط به کامپیوتر
لاله و لادن 2 دختر با انگیزه و توانمند بودند و در کنار درس و تحصیلشان مهارت‌های زیادی را می‌آموختند. بعد از گرفتن دیپلم تصمیم گرفتند وارد دانشگاه شوند و ماجرای جالب این بود که بعد از شرکت در کنکور لاله رشته مدیریت شهر یزد و لادن رشته حسابداری شهر کرج قبول شد. در حالی ‌که امکان این‌که دو خواهر به‌هم چسبیده بتوانند در 2 شهر مجزا به دانشگاه بروند وجود نداشت؛ پدرخوانده آنها پا پیش گذاشت و موضوع دوباره رسانه‌ای شد. با دستور مرحوم آیت‌الله ‌هاشمی رفسنجانی، رئیس‌جمهوری وقت، لاله و لادن به دانشگاه تهران رفتند و در رشته حقوق مشغول به تحصیل شدند. آنها در حین دوران تحصیل به رانندگی علاقه نشان دادند و در کلاس‌های تعلیم رانندگی شرکت کردند و به صورت جداگانه  2 گواهینامه رانندگی گرفتند تا به صورت مشترک پشت فرمان خودرو بنشینند. یادگیری زبان انگلیسی و آموزش کامپیوتر هم یکی دیگر از مهارت‌هایی بود که خواهران دوقلوی به‌هم چسبیده از پس آنها به خوبی برآمدند. اما این همه ماجرا نبود چرا که لاله و لادن بعد از گرفتن مدرک لیسانس در پیچ و خم پیداکردن کار ناکام ماندند.
جدایی لاله از لادن
دهه سوم زندگی لاله و لادن به‌سرعت سپری می‌شد که آنها دوباره به فکر عمل جداسازی افتادند. اگر چه در تمام این سال‌ها پزشکان زیادی به آنها توصیه کرده بودند که امکان چنین عملی وجود ندارد اما رنج روزگار آنها را بین انتخاب مرگ و زندگی واقعی قرار داد. پروفسور سمیعی یکی از کسانی بود که بشدت با عمل جداسازی آنها مخالفت کرد و معتقد بود که به دلیل رگ اصلی که در مغز لاله و لادن مشترک است، این عمل منجر به مرگ آنها خواهد شد. اما لاله و لادن همچنان به این عمل اصرار داشتند و پرونده پزشکی‌شان را به کشورهای مختلف فرستادند. تا این‌که متوجه شدند مدتی قبل 2 دوقلوی به‌هم چسبیده نپالی توسط پزشکی سنگاپوری تحت عمل جداسازی قرار گرفته‌اند و همین موضوع باعث شد تا تصمیمشان برای این عمل جدی‌تر شود؛ حتی به قیمت این‌که یکی از آنها به نفع دیگری از بین برود!

اتاق جراحی
29‌ سال زمان گذشت تا با وجود مخالفت‌های زیادی که پزشکان و حتی پدرخوانده آنها با عمل جراحی جداسازی داشتند، لاله و لادن عازم سنگاپور شدند تا به هر قیمتی از هم جدا شوند! آنها قبل از عمل جراحی در جواب به این سوال که آیا عواقب تصمیمشان را می‌دادند؟ لبخند زدند و اعلام کردند که همه چیز را می‌دانند! تیم پزشکان بیمارستان رافلز متشکل از 35 متخصص، 5 جراح مغز و اعصاب، یک جراح عروق، 6 متخصص جراح پلاستیک، 8 رادیولوژیست که مجموعا 125 نفر کادر پزشکی تحت سرپرستی دکتر کیت گوا در میان مخالفت و تردیدهای جامعه پزشکان جهان مسئولیت عمل جراحی لاله و لادن را برعهده گرفتند. عملی که قرار بود 4 روز به طول بینجامد  و 3 راهکار برای آن پیشنهاد شده بود. روی تخت اتاق جراحی پزشکان عمل جداسازی مغز را آغاز کردند و این کار تا 80‌درصد پیش رفت که ناگهان ورق برگشت و لادن به دلیل این‌که قدش بلند‌تر از لاله بود و سال‌ها فشار جمجمه را تحمل کرده بود، حالش رو به وخامت رفت. هیچ‌کس نمی‌داند در اتاقی که 125 پزشک خارجی در آن حضور داشتند چه گذشت؛ اما  بعد از 50 ساعت عمل جراحی در حالی ‌که همه مردم ایران منتظر خبری خوش از عمل جداسازی لاله و لادن  بودند، خبر آمد که ابتدا لادن و چند دقیقه بعد لاله زیر تیغ جراحان جان سپردند و این پایان تلخ زندگی پر رنج اما قهرمانانه دوقلوهای افسانه‌ای ایران بود.

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشد منتشر نخواهد شد.

تعداد بازدید :  228