شماره ۷۶۸ | ۱۳۹۴ يکشنبه ۴ بهمن
صفحه را ببند
مثل حرف‌های خوب‌مان زندگی کنیم

نوید بازماندگان فعال مدنی

«امید دادن» خیری است که هر روز هر کسی می‌تواند انجام دهد، نمی‌خواهد عضو سازمان غیردولتی خاصی باشی، یا خودت ان‌جی‌او داشته باشی. شاید تصور همه ما این باشد که اگر بخواهیم حرکت اجتماعی‌ای را شروع کنیم یا به حرکتی بپیوندیم باید عضو سازمان‌هایی با عناوین کودکان سرطانی، مبارزه با موادمخدر، حقوق کودکان کار یا زنان بی‌سرپرست باشیم، درحالی‌که ساده‌ترین و عمیق‌ترین کار خیری که همه آدم‌ها می‌توانند آن را انجام بدهند؛ کاشتن بذر امید و اطمینان در بین همنوعان‌شان است. شاید سوالی که به ذهن شما خطور می‌کند این باشد که چگونه می‌توانیم پیک امید باشیم؟ جواب آن در چگونه زیستن ما است. این پاسخ نیاز به اندیشیدن بیشتر دارد؛ اندیشیدنی که گره‌های زیادی را خواهد گشود و مسیرهایی جدید را پیش روی تک‌تک ما خواهد گذاشت. برای این‌که به اهمیت چگونه زیستن و نتایج آن پی ببریم، سعی می‌کنم دو فضا را برایتان ترسیم کنم؛ من به‌عنوان یک فعال اجتماعی‌ که در زمینه سرطان سعی دارد کارهایی را انجام دهد در یک جمع حاضر شده‌ام که همه از مشکلات اقتصادی و روابط اجتماعی گله‌مندند. وقتی نوبت به من می‌رسد همسو با جمع و در ناامیدی محض به این نتیجه می‌رسم که ایران دیگر جای زندگی نیست و  وضع خیلی بد است! در انتهای بحث هم جوک‌هایی از همه قومیت‌ها تعریف می‌کنیم و با هم می‌خندیم! در نگاهی دوباره به همین فضا من با همان مشخصات قبلی در فضایی مشابه قرار می‌گیرم اما این بار از کارهایم می‌گویم، فعالیت‌هایی که همگی یک هدف دارند، کاستن از درد مبتلایان به سرطان.
 قصه‌های شیرین سازمان‌های غیردولتی را برایشان تعریف می‌کنم و در کنار همه اینها در باب نقش زنان در آینده ایران سخن می‌گویم. در انتها نیز کتاب‌های خوب روانشناسی و سایت‌های مفید را به‌هم معرفی می‌کنیم، سایت‌هایی در زمینه افزایش اعتمادبه‌نفس. با ترسیم این دو فضا اگر قرار به شرکت شما باشد، کدام یک را می‌پسندید، کدام یک برای شما امیدبخش است؟! انعکاس امید بزرگترین خیری است که تک‌تک ما می‌توانیم خیر آن باشیم. کار ساده‌ای است بیایید امید را از  معلولان و بیمارانی بیاموزیم که با محدودیت‌ها و مشکلات‌شان زندگی موفقی دارند. ما خیرینی را که پیک امید هستند، بسیار دیده‌ایم، کسانی که با دستان خالی ولی با لبخندی نقش بسته از مهربانی مروج امید هستند. «گاندی» یا «ماندلا» ماندگار شدند چون حرف و عمل‌شان یکی بود و تمام عمرشان را صرف همنوعان‌شان کردند تا شاید روزگاری رنگ آرامش و آسایش را ببینند.
ای خیرین آینده که قرار است امید را اشاعه بدهید، همانند حرف‌هایتان زندگی کنید؛ زندگی‌ای سرشار از تشویق، کلمات تأثیرگذار، همدلی، دادن اطلاعات به دیگران برای داشتن زندگی بهتر  و... .
 اگر دستان‌مان خالی است و نمی‌توانیم بار مالی‌ای از دوش کسی برداریم، بیایید آن‌قدر قوی و توانا شویم و اندیشه و تجربیات‌مان را به دیگران اهدا کنیم؛ تجربیاتی که از آنها انسان‌هایی آرام و توانمند بسازد تا بیاموزند به دیگران که امید بیافرینند و در مسیر بهبود خود و دیگران عاشقانه قدم بردارند. کاش بتوانیم 75‌میلیون خیر شویم، خیرانی که زندگی سالمی دارند و با حضور در هر مکانی فضایی شاد و پرانرژی و پرامید ایجاد می‌کنند. چه لذتبخش است وقتی احساس کنیم با زندگی‌کردن‌مان توانسته‌ایم، احساس قدرت و توانایی را به دیگران انتقال دهیم تا آنها نیز بهتر زیستن را با ما تجربه کنند. کاش زودتر روزهایی از راه برسند تا پیشگامانی فعال در ایجاد و افزایش قابلیت و ظرفیت خدمت به نوع بشر در جامعه خویشتن باشیم. آمین!

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشد منتشر نخواهد شد.

تعداد بازدید :  423